مدح و شهادت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
نَخْلى از اَشك تو سيـراب نگرديد دگر از همان لحظه كه بر فرقِ تو شمشير آمد حوريان هم به عزاى تو سيه پـوشيدند تا بِگـوشِ فَـلَـكَـتْ، نَـعـرۀ تـكـبـير آمد شير، تَجْويز به درمان سَرت كرد طبيب هر كه آمد به مُـلاقـات تو، با شير آمد صُحبت از شير شد و رَفت دلم كربوبلا كه به ميدان، پسرى با پدرى پيـر آمد قَدْرِ يك جُرعه ازين شير، اگر داشت رُباب طفل مىمانْد، ولى حـرمـله با تـير آمد |